هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

112

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

دختر رسول خدا كه به بيت الاحزان شناخته مىشود و گفته مىشود اين همان منزلى است كه از هنگام فوت پدر تا زمان حيات خود در آن بود و به عزادارى مىپرداخت . « صدوق » در « امالى » خود روايت مىكند كه امام صادق ( ع ) فرمودند : آنها كه زياد گريه كرده‌اند پنج تن هستند : آدم و يعقوب و يوسف و فاطمه دختر پيامبر ( ص ) و على بن الحسين زين العابدين . گريهء آدم از هنگام بيرون شدنش از بهشت و از ترس خدايش بود ؛ يعقوب به خاطر فرزندش يوسف آنچنان گريه سر داد كه بينايى خويش را بر سر آن گذاشت و به او گفته شد : به خدا سوگند كه تو هيچ نخواهى آسود از ياد يوسف تا در غم او گداخته شوى و يا از تباه‌شوندگان باشى و يوسف آنچنان بر يعقوب گريه مىكرد كه همراهانش در زندان از اين كار وى به ستوه آمدند و فاطمهء زهرا آنگونه در سوگ پدر گريه كرد كه اهل مدينه به ستوه آمدند و به او گفتند تو از فرط گريه ، ما را مىآزارى بنابراين به قبرستان مىرفت و در آنجا گريه مىكرد تا آرام گيرد و آنگاه به خانه‌اش بازمىگشت . و اما على بن الحسين ( امام زين العابدين ) به مدت بيست سال و به روايت ديگر چهل سال بر پدرش گريست و هر خورد و خوراكى را كه برايش مىآوردند گريه‌اش شدت مىگرفت به او مىگفتند : آيا نمىخورى ؟ پاسخ مىداد چگونه بخورم در حالى كه ابا عبد اللّه گرسنه مرد و چگونه بنوشم در حالى كه او تشنه مرد . و ديگر احاديثى كه راجع به اندوه و ناراحتىاش در از دست دادن پدر نقل شده‌اند و هنگامى كه از مردم آنچنان ناسپاسيها را ديد و ناظر بود كه چه‌سان حقوقش را ناديده گرفته‌اند و سفارشهاى پدر را در مورد او همسر و فرزندانش زير پا گذارده - كه تو گويى منتظر مرگش بودند تا چنان برخوردهايى با او و همسرش كنند - درد و غم و اندوهش دو چندان مىشد . برخوردهايى كه حد اقل در مورد آنها مىتوان گفت نه خودبخودى بودند و نه ناآگاهانه بلكه نتيجهء برنامه‌ريزى حساب‌شده و مورد توافقى بودند كه به منظور بدست گرفتن قدرت به هر قيمت هر تجاوز و خطا و حق‌ناشناسى به محمد بن عبد اللهى كه اينهمه بر اين امت حق داشت و چيزى جز مودت و مهر و محبت خانه‌اش را از آنها نخواسته بود ، طرح طرح‌ريزى شده بود .